تبليغاتX
کالیمورا رودخانه جاری شهر اسفراین
علمی-ادبی-اخلاقی-درسی
۱-برنامه ای بنویسید که با استفاده از حلقه با تکرار نامعین مجموع ارقام زوج دو رقمی را محاسبه کندو نشان دهد؟

۲-برنامه ای بنویسید تا وقتیکه حرف x وارد نشده دایره با مرکز یکسان و شعاع های مختلف رسم کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
یک دامنهٔ عام اینترنتی می‌باشد که هدف آن وب‌گاه‌های تجارتی می‌باشد. این دامنه در سال ۲۰۰۱ ایجادشد و توسط شرکت «Neulevel» اداره می‌شود. امکان ثبت این دامنه برای هر کس و به هر منظوری وجوددارد.

این دامنه در کشور ترکیه بعلت اینکه «biz» به معنی «ما» می‌باشد محبوب است. استفاده می‌شود. وب‌گاه‌های ترکیه‌ای از این دامنه بعلت اینکه وقتی biz.مثلاً برای وب‌گاهی استفاده می‌شود ترجمهٔ آن «ما مثلاً هستیم» می‌شود بسیار استفاده می‌کنند. برای مثال : anneyiz.biz ترجمهٔ آن «ما مادران هستیم» می‌شود و superiz.biz به «ما فوق‌العاده هستیم» ترجمه می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
 
روزي « تنزن» و « اکيدو» با هم در راه پر از گل و لاي مي رفتند. باران شديدي فرو مي ريخت. در پيچ راه به دختر زيبايي برخوردند، با کيمونو و شالي از حرير. دختر در گل و لاي نمي توانست از جاده عبور کند. تنزن بي درنگ به سويش رفت و گفت:
- دختر، بيا.
بغلش کرد و از جاده هاي پر آب ردش کرد.
اکيدو تا رسيدنشان به معبدي که مي بايست شب را در آن بيتوته کنند چيزي نگفت. در آنجا بود که نتوانست جلوي خودش را بگيرد. به رفيقش گفت:
- ما راهب ها نبايد به زنها نزديک شويم، به چه علت اين کار را کردي؟
تنزن گفت:
- من آن دختر را همانجا رها کردم. تو هنوز داري با خودت حملش مي کني؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 

 
وقتي کودکي هفت ساله بودم، پدر بزرگم مرا به برکه اي در يک مزرعه برد و به من گفت: سنگي را به داخل آب بينداز و به دايره هايي که توسط اين سنگ ايجاد شده نگاه کن. سپس از من خواست که خودم را به جاي آن سنگ تصور کنم.

 او گفت: " تو مي تواني تعداد زيادي از جلوه ها و نمودها را در زندگيت خلق کني اما امـواجي که از اين جلوه ها پديـد مي آيد، صلح و آرامش موجود در تمام مخلوقات تو را برهم خواهد زد. به خاطر داشته باش که تو در برابر هر آن چه در دايره زندگيت قرار مي دهي مسئولي و اين دايره به نوبه خود با بسياري از دايره هاي ديگر ارتباط خواهد داشت. نيازمند خواهي بود تا در مسيري زندگي کني که اجازه دهد، خوبي و منفعت ناشي از دايره ات، صلح و آرامش را به ديگران منتقل کند. آن جلوه هايي که از عصبانيت و حسادت ناشي مي شود، همان احساسات را به ديگر دايره ها خواهد فرستاد. تو در برابر هر دوي آن ها مسئولي."
اين نخستين بار بود که دريافتم هر شخص قادر است صلح و يا ناسازگاري دروني خلق کند که در جهان پيرامونش جريان يابد.

 اگر وجودمان سرشار از نزاع، نفرت، ترديد و خشم باشد، هرگز نمي توانيم صلح را در جهان برقرار سازيم. ما احساسات و افکاري را که در درون نگاه داشته ايم از خود ساطع مي کنيم، چه در مورد آن ها صحبت کنيم چه سکوت اختيار کنيم.
هرآن چه در درون خويش داريم به جهان پيرامون ما سرايت مي کند خلق زيبايي يا ناسازگاري با تمامي دواير ديگر زندگي مرتبط مي باشد.
اين تمثيل جاوداني را به خاطر بسپاريم: به هر چيزي که توجه کنيم، رشد و توسعه مي يابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
محرم ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست، كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد، وراه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن  دانست. واين خود سرلوحۀ تعليمات اسلام است براي ملتها تا آخر دهر.
+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
  حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل،

شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

 پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:

در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن،

شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه،

در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها،

بهار و تابستان و پاييز و زمستان،

اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

 خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.

هيچ زماني بهتر از

همين لحظه

براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 

1-مصطفی 5                2-امیررضا 5.5            3-مجید 4.5                4-جواد 8.5

5-سعید 6                     6-سعید 7                   7-جواد 8.5                 8-آرش 10

9-احمد 7                    10-ابوالفضل 3.5            11-سیدهاشم9.5        12-محمد8

13-پویا 5.5                   14-مسعود 4                 15-سیدصادق 4          16-محمد8.5

17-عمار 7.25                18-علی 8.5                19-رضا 8.5

به امید موفقیت همه دوستان و جبران کاستی ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!...
به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!...گفتم: چرا؟... گفت:مردم چه می گویند؟!... 
می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟!...
بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
بچه ام می خواست به مدرسه برود، رشته ی تحصیلی اش را برگزیند، ازدواج کند... می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟...گفت: مردم چه می گویند؟!... 
مُردم. برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟!... 
از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... 
خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند. حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه می گویند؟!... مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستن

منبع: عصــــرایران
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 

1-مبین  8                       2-محمدجواد 10                3-علی 9.75                    4-علی 7.5

5-عادل 7.5                     6-فرهاد 7.75                  7-علی 8.75                    8-احسان 10

9-مرتضی 10                  10-سجاد 8.5                   11-نیما 9                        12-محسن 10

13-محمدنبی 9.5              14-امیر 7.5                    15-عبدالله 8                     16-رضا 7.25

17-حسن 8.5                   18-محسن 6.25

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 

نمرات آزمون رایانه دانش آموزان کلاس سوم ریاضی در پایان 2 ماهه اول(از 10 نمره)

نفر 1-  5/8        نفر2-  5/6              نفر3-  75/7                  نفر4-  8                        نفر5-  5/7

نفر6-  8           نفر7-  6                  نفر8-  5/5                    نفر9-  7                       نفر10-  5/5

نفر11-  9        نفر12-  5/3              نفر13-  75/9                 نفر14-  5/7                 نفر15-  5/5

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 

در سرزمین پروانه ها افسانه ای وجود دارد در مورد پروانه ای پیر. یک شب وقتی که پروانه پیر هنوز بسیار جوان بود، با دوستانش پرواز می کرد. ناگهان سرش را بلند کرد و نوری سپید و شگفت آور را دید که از میان شاخه های درختی آویزان است. در واقع، این ماه بود. ولی چون تمام پروانه ها سرگرم نور شمع و چراغ های خیابان بودند و همیشه به دور آنها می گشتند، قهرمان با دوستانش هرگز ماه را ندیده بود.

با دیدن این نور یک پیمان ناگهانی و محکم در او پیدا شد: من هرگز به دور هیچ نور دیگری به جز ماه چرخ نخواهم زد. پس هر شب، وقتی پروانه ها از مکان های استراحت خود بیرون می آمدند و به دنبال نور مناسب می گشتند، پروانه ما به سمت آسمان ها بال می گشود. ولی ماه، با این که نزدیک به نظـر می رسید، همیشه در ورای ظرفیت پروانه باقی می ماند. ولی او هرگز اجازه نمی داد که ناکامی اش بر او چیره  شود و در واقع، تلاش های او هر چند ناموفق چیزی را برایش به ارمغان می آورد.

برای مدتی دوستان و خانواده و همسایگان و ساکنان سرزمین پروانه ها همگی او را مسخره و سرزنش می کردند. ولی همگی آنها با سوختن و خاکستر شدن در اطراف نورهای جزئی و در دسترسی که انتخاب کرده بودند در مرگ از او پیشی گرفتند.

ولی پروانه پیر در زیر درخشش سپید و خنک معشوق در سن بسیار بالا از دنیا رفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
دانش آموزان عزیزم منتظر حضور تان هستم.پیروز باشید

سوالات رسیده دانش آموزان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
عزیزان سوالات خواسته شده را در قسمت نظرات همین پست ارسال کنید (بصورن شخصی نباشد)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود...
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...!
دوستش کنجاوانه پرسید : دیگه چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!!

هیچ کس کامل نیست!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1390ساعت   توسط کالیمورا | 

اگر کامپیوتر شما قرار است به یک شبکه ی Workgroup اینترنت بدهد، نیازمند 2 پورت شبکه هستید. یکی برای اتصال روتر اینترنت به کامپیوتر و دیگری برای اتصال کابل شبکه. یا اینکه می توانید مثل من روتر اینترنت را با کابل USB به کامپیوتر وصل کنید، و از تک پورت شبکه، برای اتصال Lan استفاده کنید. تنها کار لازم برای به اشتراک گذاشتن اینترنت، ست کردن IP است.
ابتدا از کانکشن Lan شبکه، Properties بگیرید و به قسمت Internet Protocol-TCP/IP بروید. از این گزینه هم Properties بگیرید و وارد تنظیمات IP شبکه شوید. اگر بر روی کامپیوتری که قرار است اینترنت شبکه را تامین کند، در حال ست کردن IP هستید، به صورت زیر آی پی ها وارد کنید: ( این شکل)

IP Address: 192.168.0.2
Sub net Mask: 255.255.255.0
Preferred DNS server: 192.9.9.3
Alternate DNS server: 4.2.2.4

حالا Ok کنید و تمام! حالا سری به کامپیوتر های کلاینت بزنید و به طریق زیر IP ها را ست کنید: 

IP Address: 192.168.0.3 … 192.168.0.X
Sub net Mask: 255.255.255.0
Default gateway: 192.168.0.2
Preferred DNS server: 192.9.۹.3
Alternate DNS server: 4.2.2.4

تنها کاری که باقی می ماند، به اشتراک گذاشتن کانکشن اینترنت است. بر روی آن راست کلیلک کنید و Properties بگیرید. از تب Advanced تیک گزینه ی Allow others network users to connect through this computer’s internet connection را بزنید
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آبان1390ساعت   توسط کالیمورا |